أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
348
قانون ( فارسى )
دائم به خشكانيدن رطوبت مىپردازد . گرما از اندازهء رطوبت كه در آغاز بيشتر از حد اعتدال است مىكاهد و به اعتدالش درمىآورد . پس از آنكه تن بوسيله خشكى و حرارت به حال اعتدال رسيد خشكانيدن بيشتر از اندازهء قبلى مىگردد ، زيرا ماده ( ماده رطوبت ) كمتر شده است و تبخيرپذيرتر گرديده است و بديهى است كه در اين حالت ، خشكانيدن زيادتر از حال اعتدال مىشود و بطور روزافزون بيشتر مىگردد تا رطوبتها را به كلى از بين ببرد . مىتوان گفت كه گرماى غريزى در چنين حالتى آتش خويش را بدست خود خاموش مىكند و وجود را از كار مىاندازد . در اين حالت به چراغى مىماند كه بواسطهء بىروغنى ، خودبخود خاموش مىگردد . هر قدر خشكانيدن بيشتر باشد گرمى نيز بيشتر كاهش مىيابد . پس در مقدار حرارت همواره كوتاه آمدنى هست و اين كوتاه آمدن ، ما را تا سرحد نابودى مىكشاند . رطوبت از دريافت مقدار برابر تبخير شده كوتاه مىآيد و خشكانيدن دو سره مىشود : از طرفى به هيچ وجه بر رطوبت افزوده نمىشود و از طرف ديگر حرارت در تبخير و تحليل رطوبت دريغ نمىورزد و سرانجام خشكى بر گوهر اندامها چيره مىگردد . رطوبت غريزى براى بدن مانند مادهء روغن براى چراغ است و بطور مرتب در حال كاستى است و حرارت خودبخود نيروى آن را كم مىكند . همچنانكه چراغ به دو نوع رطوبت يعنى رطوبت آب و رطوبت روغن نياز دارد و با روغن فروزان است و بوسيله آب خاموش مىشود ، حالت حرارت غريزى نيز بر همان مدار است يعنى با رطوبت غريزى شعلهور است و بوسيله رطوبت غير طبيعى خاموش مىگردد . نم بيگانهاى كه نسبت بحرارت غريزى همچون رطوبت آب براى چراغ است بر اثر ناتوانى دستگاه گوارش مىتراود . هرگاه خشكى به حد كمال رسيد گرمى خاموش مىشود و مرگ طبيعى رخ مىدهد . پايدارى تن در فاصلهء بين تولد و مرگ از آن است كه رطوبت طبيعى و نخستين ، در برابرى كردن با گرماى غريزى بدن و گرماى بيرونى پافشارى كرده است و تحليل را از خود دفع نموده است . ليكن رطوبت غريزى نمىتواند در اين مدت دراز در ميدان مبارزه پايدار بماند و اگر كمكى از خارج به آن نرسد زود از پاى درمىآيد . كمكرسان رطوبت همان غذائى است كه مىخوريم . همانطور كه يادآور شديم ، غذا بر اثر كنش نيرو به تغييراتى مىانجامد و رطوبتى مىدهد كه تا اندازهاى رطوبت تحليل رفته را جبران مىكند . دستورات بهداشتى كارى نيست كه بدن را در برابر مرگ بيمه كند و يا آن را از گزند بيرونى رهائى دهد و يا طول عمر را چنان تامين كند كه آدمى آرزو دارد . دستورات بهداشتى براى جلوگيرى از تعفن و نگهداشت رطوبت است تا زود تبخير نشود و تا آنجا كه مقدور است در طول حيات بر مزاج اولى باقى بماند . در رعايت بهداشت سعى مىشود كه بخش تبخيرشدهء رطوبت بدن تا حد امكان تامين شود و مانع از آن گردد كه خشكانيدن بيش از حد